تبلیغات
قرآن ناطق - اصل شایسته سالاری در سیره‏ ی عدل علوی
 
صفحه نخست    l    تماس با مدیر    l    نسخه موبایل    RSS    l   
معرفی کتاب

کتابی است مشتمل بر هشتاد حدیث مختصر یا مفصل که در مورد فضایل و آداب عید غدیرگزینش شده است. بخش اول کتاب در خصوص بزرگداشت عید غدیر و ارتباط آن با انبیاء...

امکانات دیگر
روزشمار غدیر


  • پنجمین دوره مسابقه وبلاگ نویسی «ابلاغ غدیر»

    به لطف خداوند متعال و یاری و مدد صاحب غدیر حضرت امیرالمؤمنین علی علیه السلام، و با توکل بر حضرت احدیت و توسل بر حضرات معصومین علی الخصوص اولین مدافع غدیر حضرت زهرای مرضیه سلام الله علیها، بر آن شدیم تا حرکتی را در راستای ترویج هرچه بیشتر عید بزرگ غدیر خم ایجاد نماییم ...

    ادامه مطلب ...
  • رمز جاذبه علی علیه السلام

    نقطه های روشن در وجود علی بسیار است اما آنچه برای همیشه او را درخشنده و تابان قرار داده است ایمان و اخلاص اوست و آن است که به و جذبه الهی داده است. سوده همدانی، بانوی فداکار و دلباخته علی،در مقابل معاویه بر علی درود فرستاد و در وصفش گفت: ...

    ادامه مطلب ...
  • باب علم نبی

    در باب مولی علی(ع) سخن بسیار گفته آمده است و هر اندیشمند توانا و سخنور نامور و هنرمند هنرآوری سعی کرده است به اندازه توش و توان خود نمی از یم اقیانوس کران ناپیدای علی را به کف آرد و انگشتانه ای را از زلال صفات موّاج و نیکویی های سرشار او لبریز نماید

    ادامه مطلب ...
  • علی علیه السلام برترین و مظلوم ترین

    مظلومیت امیرالمؤمنین علیه السلام به یک جهت محدود نمی شود و همواره در جهات مختلف، این مظلومیت ساری و جاری بوده است. یکی از این جهات مظلومیت، عدم درک صحیح از معارف و مقاماتی است که پیامبر گرامی صلی الله علیه وآله اسلام برای آن حضرت علیه السلام برشمرده اند...

    ادامه مطلب ...
  • علی علیه السلام آموزگار وحدت در میان امت

    موقع شناسی و درک شرایط زمان از ویژگی های برجسته ‏ی یک انسان مسلمان متکامل است، که علی (ع) بیشتر از همگان از آن بهره ‏مند بود، و برخوردش با مسائل نشان می‏ دهد که پیوسته اسلام و قرآن را در نظر دارد، و برای حفظ وحدت مسلمانان از هیچ فداکاری و گذشتی فرو گذاری نمی‏ کند، و در این آزمایش سخت ...

    ادامه مطلب ...
اصل شایسته سالاری در سیره‏ ی عدل علوی
از نظر عدل امام علی (ع) تمام مسئولان جامعه اعم از رهبری و تمام مدیران و کارگزاران نظام سیاسی و اجرایی، می‏ بایست مراتبی متناسب با استعداد و ظرفیت و شایستگی و تخصص داشته باشند. این عدل علی (ع) است که حکم می‏ کرد هر کسی با توجیه موقعیت و مقام درونی و تخصص و شایستگی می‏ بایست عهده ‏دار پستی در همان سطح شود. این نحوه‏ ی گزینش یاران در سیستم حکومتی امام علی (ع) به قدری دقیق بود که امکان خطا و اشتباه کارگزارانش را به صفر می‏ رساند.

پس اولین نکته در عدالت علوی همین مساله نصب مدیران امور اجرایی و قضایی حکومت خویش بود. ولی عدل علی (ع) تا این حد نبود که تنها یک گزینش دقیق نسبت به کارگزاران انجام دهد و سپس آنان را به حال خود رها کند، بلکه اقتضای عدالت علوی در این بود که پی گیر امور باشد. چون این مرحله هم مانند مرحله‏ ی قبل بسیار مهم و جدی است اما به راستی چرا علی (ع) این قدر در انتخاب کارگزاران حکومتی دقت و وسواس به خرج می‏ داد؟

پاسخ به این سوال بسیار واضح و روشن است، چون اگر کم‏ترین خطایی در این خصوص صورت گیرد که منجر به کار گماردن اشخاص از روی ضابطه و مبنای مشخص و منطقی نباشد جامعه از رشد و تعالی و توسعه‏ ی پایدار باز می ‏ماند و بالتبع، نظام اداره‏ ی جامعه مختل می‏ شود. در این جامعه است که افراد لایق و کار آمد که ذاتا در خدمت به مردم سر از پا نمی‏ شناسند، کنج عزلت را اختیار می‏ کنند و ناگریز کرسی خدمت به عناصر نالایق و سودجو سپرده می‏ شود. پس در چنین جامعه‏ ای است که دیگر عدالت مفهوم اصی خود را از دست می‏ دهد و به صورت یک حرف زیبا در قاموس فرهنگ مردم جامعه برجای می‏ ماند که جنبه‏ ی علمی و کاربردی هم ندارد و مسلما چنین نظامی به جای رشد و توسعه‏ ی همه جانبه، به سمت انحطاط و پوسیدگی تدریجی پیش خواهد رفت.

پس لازمه‏ ی عدل علی (ع) است که این قدر در انتخاب یاران و اصحاب حکومتی خویش دقت و حوصله به خرج دهد. چون هم او است که معتقد است که کار مردم جز به شایستگی زمامداران سامان نمی‏ یابد. «فلیست تصلح الرعیه الا بصلاح الولاه» [1]  پس در این شرایط طبیعی است که در صورت عدم انتخاب صحیح مدیران جامعه و ناتوانی کارکنان مدیریت جامعه در هم ریخته می‏ شود و مانع جدی رشد و تعالی جامعه می‏ گردد.

لذا حضرت، باز در بیانی می‏ فرماید: «آفه الاعمال... العمال» [2] ، و چون به خوبی به این امر واقف بود که تا هنگامی که کارگزاران اصلاح نگردند عدل مورد نظر وی در جامعه محقق نمی‏ شود، لذا پس از پذیرش خلافت، تقریبا تمام استانداران و فرمانداران و نمایندگان عالی رتبه‏ ی سابق را عزل نمود، هر چند که این امر موجب دشمن تراشی وتضعیف حکومت علی (ع) گردید، ولی آن حضرت هیچ گاه به خاطر نارضایتی بعضی از گردنکشان و بیداد گران، از اجرای اصل شایسته سالاری خودداری نمی‏ ورزید و برای محوریت این اصل در دستگاه حکومتی خود، تمهیدات گسترده‏ ای را فراهم نمود.

در واقع تمام این کارها برای بستر سازی و زمینه سازی اجرای عدالت بود، چون آن حضرت به خوبی واقف بود که شایستگان جامعه قادر به اجرای عدالت هستند، بخش اعظمی از نامه‏ ها و دستورالعمل‏های حکومتی ایشان به کارگزاران و نمایندگان سیاسی، ناظر به این مطلب است و همه آنان را به رعایت این اصل ملزوم می‏ نماید. از دیدگاه امیرمومنان (ع) این اصل از عدالت نشات می‏ گیرد و چون هدف حکومت اسلامی اقامه‏ ی عدل است، باید در هر زمینه‏ ای مورد لحاظ قرار گیرد.

حضرت به مالک اشتر، استاندار خود در مصر چنین می‏ نویسد:
سپس در کار عاملان خود بیندیش و پس از آزمودن، به کارشان بگمار و به میل خود و بدون مشورت، آنان را به کار مخصوص مگمار که به هوای خود رفتن و به رای دیگران ننگریستن، ستمگری و خیانت است. آنان را از میان کسانی برگزین که تجربه و حیا دارند، از خاندان‏ های پارسایی که در مسلمانی، قدمت و دلبستگی بیش‏تری دارند اخلاقشان گرامی ‏تر، آبروشان محفوظ تر، طمعشان کم‏تر و عاقبت نگری‏شان بیش‏تر است. [3]

در جای دیگری می‏ فرماید:
و برای داوری میان مردم از رعیت خود کسی را برگزین که نزد تو برترین است. آنکه کارها بر او دشوار نگردد و ستیز با دشمنان او را به لجاجت نکشاند و در خطا پایدار نبود و چون حق را شناخته در بازگشت بدان در نماند و نفس او به طمع ننگرد و برای رسیدن به حق، به اندکی شناخت بسنده نکند و در شبهه‏ ها درنگش از همه بیش‏تر باشد و حجت را بیش از همه به کار ببرد. [4] .

از این رو بود که وقتی محمد بن ابی‏ بکر که از اصحاب لایق و باوفای حضرت علی ( ع) و استاندار مصر بود و حضرت نیز از وی راضی بود، اما با توجه به موقعیت ویژه و استراتژیک مالک اشتر را برای آن منطقه مناسب‏تر دید، امام (ع) محمد را عزل و مالک را به جای وی نصب کرد و وقتی که خبر به امام (ع) رسید که محمد از این واقعه آزرده خاطر گردیده است، حضرت خطاب به وی چنین نوشت:

اما بعد، با خبر شدم که از فرستادن اشتر برای تصدی کاری که به عهده داری، دلتنگ شده‏ ای. آنچه کردم به خاطر آن نیست که تو را کند کار شمردم و یا انتظار کوشش بیش‏تری را داشتم. اگر آنچه را که در فرمان توست از دستت گرفتم، در عوض حکومت جایی را به تو دادم که سر و سامان دادن آن برایت آسان‏تر است و حکمرانی بر آن بر تو خوشایندتر. [5] .

با توجه به این فرمایشات مولای متقیان، به خوبی این نکته بر انسان مکشوف می‏ شود که حضرت به اصل لیاقت و کفایت سیاسی و نیز تدبیر، تجربه و کار آمدی اشخاص با توجه به مقتضیات زمان و مکان سخت معتقد است. چون از این طریق و مجرا می‏ خواهد عدالت را در جامعه پیاده نماید. پس او بیش از هر چیز به افراد شایسته نیازمند است و لذا هیچ چیزی نمی ‏تواند وی را از اجرای این اصل باز دارد. زیرا هدف غایی ایشان متعالی است. هدف بسط عدالت است.

نظارت و پی‏گیری امور به منظور اجرای عدالت
آنچه از دیدگاه امام علی (ع) مورد توجه و اهتمام جدی است این است که میزان کار کارگزاران و کارمندان حکومت باید به طور دقیق و بدون اعمال سلیقه‏ های شخصی و گروهی بلکه برابر قانون مورد ارزیابی قرار گیرد و عدالت در مورد عموم به نحو یکسان رعایت شود.

 این کار موجب می ‏شود چنان که از سوی هر یک از کارکنان، خلاقیت و ابتکاری مشاهده شود که برای نظام و پیشرفت جامعه سودمند باشد و یا به گونه‏ ی زایدالوصفی در خدمت به اجتماع کوشش نمایند و در قبال آحاد ملت احساس مسئولیت نمایند به نحوی که در پرتو این وظیفه شناسی کاری متناسب با توسعه‏ ی فراگیر جامعه انجام دهند، این گونه افراد شناسایی شوند و مورد تکریم و تشویق قرار گیرند و بالعکس، چنانچه تخلف و تخطی توسط کسی در هر یک از سطوح مدیریت جامعه مشاهده شود، بدون هیچ ملاحظه‏ ای، تنبیه و مجازات اعمال گردد.

این نحو در جامعه سبب می‏ شود که افراد لایق و کوشا در مجموعه‏ ی نظام سیاسی و اجرایی کشور با دلگرمی و پشتکار به کار خویش ادامه دهند استعدادهای خود را شکوفا سازند و در نتیجه، زمینه‏ ی توسعه پایدار در کشور فراهم شود. حضرت، اهمیت این موضوع را در بندهای مختلف نامه‏ ها و بخشنامه ‏های حکومتی خود یادآور شدند. چنان که مالک اشتر در خصوص نظارت بر عملکرد کارگزاران دولت می‏ نویسد:
پس مواظب کارهای آنان باش. و مراقبی راستگو و وفا پیشه برایشان بگمار که مراقبت نهایی تو در کارهایشان آنها را به رعایت امانت و مهربانی با رعیت وادار می‏ کند. [6] .

امام علی (ع) مصر به اجرای اصل نظارت به عنوان تداوم سیره‏ ی عدل می‏ باشد و نه تنها به استانداران و نمایندگان خود در مناطق گوناگون این مطلب را گوشزد می‏ کند وتخلف از آن را هشدار می‏ دهد، بلکه بعضا از روی دقت بر اجرای عدالت در جامعه، خود افرادی را به عنوان پی گیری امور مربوط به اداره‏ ی کشور و چگونگی عملکرد والیان به مناطق مختلف گسیل می ‏دارد که از نمونه‏ های آنان می‏ توان به کعب بن مالک اشاره کرد که به عنوان مامور تحقیق و تفحص از سوی حضرت به مناطق و بلاد مختلف اسلامی روانه می‏ شد و حضرت به وی سفارش فرمودند که با دقت و رعایت امانت از مراکز دولتی بازرسی نماید و از یکایک کارکنان، طبق موازین شرعی، پرسش‏هایی را مطرح سازد تا از نحوه‏ ی عملکرد و میزان فعالیت آنها آشنا شود و مراتب را دقیقا به حضرت گزارش دهد.

طبیعی است که برای بسط عدالت در جامعه و تداوم آن، از طریق نظارت است که می‏توان با فساد اداری مبارزه کرد. به دیگر سخن، اساسا تحقق اصلاحات در سیستم اداری کشور منوط به نظارت و پی گیری جدی از دستگاه‏های دولتی، بدون لحاظ سلیقه‏ های شخصی وگروهی است و این امری است که امیرمومنان (ع) کرارا بدان تاکید می‏ نماید و در اینجا لازم است اصل نظارت را به عنوان رکن دوم اجرای اصلاحات در جامعه به صورتی کوتاه و فشرده مطرح سازیم.

>مبارزه‏ مستمر و جدی با فساد مالی، پیش  ‏شرط اجرای عدالت در جامعه‏
>نحوه‏ برخورد با متخلفان، راهی به سوی آماده کردن جامعه جهت بسط عدل
>مقابله با تبعیض، راهکار اصولی عدالت اجتماعی

پی نوشت ها:
1- نهج البلاغه صبحی صالح - خطبه 216
2- بقاء و زوال دولت، عبدالکریم ابن محمد، ص70
3- نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه 53
4-
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه 53
5-
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه 34
6-
نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه 53

 نویسنده: مرتضی اسماعیل زاده - دانشگاه صنعتی شریف

درباره وبلاگ



سری سبز و زبانی سرخ دارم

قلم باشد به کف چون ذوالفقارم

به نفس آرم به عشق ناب مولا

زنم دم از تولی و تبری

علی سر نهان و آشکار است

خدایی ناز شست کردگار است

علی تسبیح و تکبیر و قیام است

علی هم رکعتین و هم سلام است

حمایت می کنیم
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :1
  • آخرین بازدید :